سرخنکلایی ها - با لهجه و زبان شیرین سرخنکلایی

مطالب و عکس های جالب از سرخنکلا با زبان و لهجه سرخنکلایی (گرگانی)

سرخنکلایی ها - با لهجه و زبان شیرین سرخنکلایی

مطالب و عکس های جالب از سرخنکلا با زبان و لهجه سرخنکلایی (گرگانی)

ما که پَخیل نیستیم

دوشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۳، ۰۹:۵۵ ق.ظ

اُنجوری به ما رساندانُ شِنُفتیم بابابِزِرگِ خدا بیامِرزِ ما یعنی فتح اله،از بانیا و بروهای یکی از مَچِّدای شهرما بود.

یَگ ارث جالبناکی اَم بَشه ما گِذاش.

همینی که میوینین.منظورم خانه یِ نا ماشینه.

حق الناس سرخنکلا

هنوزم که هنوزه دستِ ما نرسیده

امّا....

میَنِ شَهَر اَم که ما میشینیم، رسمِ که دمِ درِ خانه مردِم ماشین وای نِمِسته و پارک نِمِنه.

یا پنچر مِنانش یا اَم زنگ مِزنان پولیس میاد و با جرثقیل مِوِرانش....

ویلّا  نِمِثه بقیه ارث خورا،یَته از اُن خدابیامِرز مِرِثه به مااَم.

مااَم اَگَ ابولفضلی -که قربان نامش برم-وسیله مسیله و بار داران،با تِمامِ ووجود راضی هستیم بیاد میَندو این ارثیه که دیفال اَم نیداره،برزان.

امّا این دِگه گِمان نکنم مالِ مَچِّد باشه.

شِده پارکینگ عمومی،تازه بدون اجازه.هرکی سرِ ماشینشه گرد مِنه اینجه.نگین طِرف چندینه نِتانم بینه و پخیلِ.

ما زیر سایه دیفال مردِم راه مِریم، مِترسیم غصبی باشه و حق الناس.

سالهایه از انارا و نی های همسایه که میَنِ خانه پییَرمانه ،آشغال و کثیفی مِرِزه حیاط پییَرمشان.دست نزدیم به درختا مردِم حقناحق نشه و شاید راضی نباشه.

ماندم من، این ماشینِ رِ چوجوری پنجر مشه کرد! یا کِدام چرثقیل مِتانه بِوِرش!

دمِ در اَم پارک نکرده که! بفرما زده ،کامل آمده میَنِ حیاط!

ما پخیل نیستیم ولی راضی هم نیستیم.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی