سرخنکلایی ها - با لهجه و زبان شیرین سرخنکلایی

مطالب و عکس های جالب از سرخنکلا با زبان و لهجه سرخنکلایی (گرگانی)

سرخنکلایی ها - با لهجه و زبان شیرین سرخنکلایی

مطالب و عکس های جالب از سرخنکلا با زبان و لهجه سرخنکلایی (گرگانی)

۱۱ مطلب با موضوع «مقاله» ثبت شده است

 سحرخوانی  در سرخنکلا

یک از وختای قِشنگ مارمضان،وخت سِحَرِ اونِ و یکی از دل ناگِرانیای مردِم هم، راس شِدن سرِموقِیه.

این طوری که شِنفتم اون قدیما که هنو وسیله مسیله برقی نِمِثه ساعت زنگی  نبود،یَگ عده راه مِفتادان میَندو کوچه موچه ها و سِحَرخوانی مِکردان.

من ندیدم ولی یادم میاد . . . . .

باقیشه میَنه دِمبالیچه نیویشته ها بخوانین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۴ ، ۰۱:۰۹
علی اکبر تاجیک

اسب در قبرستان

برای تنویر افکار عمومی برادران و خواهران همولایتی سرخنکلایی ام و همچنین گرامیانی که یا اتفاقی و یا روزمره به این وبلاگ سر می زنند ، مطلبی که در ذیل می نویسم به زبان فارسی دری است.

به مسیحی برخورد!شاید که به مسلمانی نیز بربخورد ...!!!! 

رونوشت به :

برادر گرامی ام بخشدار بهاران !

برادر عزیزم شهردار سرخنکلا !

برادر با محبتم ! مسئول بهداشت سرخنکلا!

برادر ولایی ام ! متولی مزار رضا علیه السلام

برادران همولایتی ام  !  همشهریان خوبم

از نظر شرع و مسائل شرعى خداوند متعال همان گونه که براى مسلمین و مومنین در مقایسه با دیگران ارزش و احترام قائل است ، قبرستان و قبور مسلمانان و مومنین نیز داراى احترام و ارزش است . فقهاء و علماء بزرگ شیعه بر این عقیده اند که بى احترامى نسبت به قبور مومنین ، اهانت به قبرستان مومنین ، ریختن خاشاک و زباله و چیزهائى که موجب هتک حرمت قبور مومنین در قبرستان است ممنوع و حرام است . این بى احترامى چه نسبت به همه و کل قبرستان و یا نسبت به یک قبر، تفاوتى ندارد و گناه است.

از زمانی که به سرخنکلا کوچ کردیم، صبح قبل از اینکه به محل کارم بروم،سعی کردم سری هم به قبر مادرم بزنم و قرائت فاتحه ای داشته باشم و با اجازه و دعای ایشان روزم را شروع کنم .

در این راه یکی از دوستان را هم تشویق به این امر کردم تا شاید یک سُنَت شود که به پدر و مادر خودمان سر بزنیم حالا چه در قید حیات باشند و یا نه.

اما بعد از حدود 10 روز متوجه شدم و یا به نظرم آمد که زمینهای قبرستان سرخنکلاته تغییر کاربری داده اند و تبدیل به اصطبل و طویله ی عمومی جهت دامداران علی الخصوص گوسفندداران،اسبداران و خَر داران! شده است.

البته دوستانی که این متن را مطالعه کنند شاید از ادبیات سخیف و تند  آن دلزده شوند و آن را بی اهمیت جلوه دهند که از زبان فردی بی ملاحظه در آمده باشد، اما شاید هر فردی غیر از بنده نیز با این مساله برخورد می کرد همین واکنش را نشان می داد.

اما بنده چه دیده ام و چه کسانی چه ندیده اند! :

مدتهاست هر پنج شنبه که اهالی دوست داشتنی سرخنکلا جهت قرائت فاتحه به مزار رضا علیه السلام مراجعه می کنند حتما با صحنه هایی روبرو شده اند که در ادامه ی تصاویری معمولی از آن را خواهم آورد .

دیده ام که الاغی و اسبی  را به درختی بسته اند که اغلب اوقات و روز ها افسار آن را باز هم کرده اند.به دلیل اینکه  این قبرستان مسلمانان احترام دارد سعی بر دور کردن این حیوانات از قبور مسلمین کردم و به افرادی که در محل بوده اند و یا می شناسم ماجرا را گفتم و تذکر در حد خودم دادم. 

اما در روزهای بعد در کمال تعجب متوجه شدم اسب و الاغ را به درختانی بسته اند که حیوان براحتی می تواند بروی قبور مسلمین سُم بگذارد و در نزدیکی قبر مطهر سکینه بیگم بسته اند(عکس ها موجود است). باز تذکر و اعتراض ....

هیچ عملی موثر نیفتاد و با واکنش هایی مثل:  

- با متولیش صحبت کن!

-به امام جمعه بگو

-آقا من با اسب مَسب! کار ندارم و حوصله ندارم!!!

- - چه کار بد و زشتی !!

- باریکلا !پیگیری کن!!

رو برو شدم.

در قبرستان مسلمین (نه مسیحیان!) این عمل زشت ادامه دار بود و هیچ کس هم اعتراضی به آن نکرد . خب قبر عزیزشان جایی نبود که اسب و خر و گوسفند به آن دسترسی داشته باشد! به آنها چه!!؟

در روزهای بعد سعی کردم تصاویری از این اتفاقات تهیه کرده و به برنامه های طنز و  نقد تلویزیون ارائه دهم تا شاید به کسی بربخورد.

از آن روز، هم اسب حضور داشت و هم خر و هم گوسفندان و هم چوپانان گوسفندان و هم راهروی قبرستان سرخنکلا که شده بود محل دفع فضولات آن حیوانات .... (عکس ها موجود است)

--------------------

به افراد مختلفی گفته شد تا شاید تکرار نشود و شاید من چون سرخنکلایی ها را اغلب نمیشناسم ،در مراجعه به افراد ذیصلاح اشتباه کردم.

اما همان هایی هم که می گفتم،انگار به گوش مالداران مذکور رسیده و اسب محترم خود را بر سر مزار مادر و پدربزرگ و مادربزرگ عزیزم بستند.

و این عمل چند بار تکرار گردید و موجب رنجش و ناراحتی گردید. کسانی که بی تفاوت از این ماجرا عبور کرده اند و عبور می کنند ،خود را جای بنده بگذارند . . . که این اتفاق برای آنان  می افتاد و اسب و خر را بر سر قبر عزیزشان می بستند.

در هر حال فیلمها و عکس ها و رد فضولات گوسفندان در محل عبور زائران قبور هنوز وجود دارد و دوستانی که با بی تفاوتی از کنار فضولات گوسفندان و اسب عبور کرده اند هم زنده اند!!

بنده هم سعی بر شناسایی متولیان امور شهری و مزار خواهم کرد و با ایشان درمیان خواهم گذاشت و اگر تاثیری ندیدم فیلمها را و عکسها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک خواهم گذاشت و برای تلویزیون خواهم فرستاد.

باشد که مرده و زنده ی مسلمان محترم باشد.

یاعلی

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۴ ، ۱۲:۱۹
علی اکبر تاجیک

روزه داری روزه خواری،سرخنکلایی ها

دنیا پشت و رو دمبُرو شِده!

مِگم بشتان چِره:

خدا روزه رِ واجب کرده بَشه مسلمانا و البته همه دینای خدا یَ جوری روزه میگیران.

مسیحیا یَجور جوهودا یَ جور دِگه و ...

خا ما اَم البته سالماما واجب کردان بیگیریم

اون قدیما یادم میاد بیشتری دختر وچه ها ذوق داشتان روزه بیگیران،اَگَ شِده کله گنجشکی

خا من کوچَک تر که بودم تا اونجه ای که متانستم حساب کتاب مِکردم 15 سالم تمام شِده یا نا! یَجور بانه میاوردیم تا نگیریم،وچه بودیم دگه.

حال حوصله مخاس تا روزه بیگیری!

میَنِ دِمبالیچه نیویشته بخوانین بقیه شِ

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۳ ، ۱۴:۵۵
علی اکبر تاجیک

مناجات ماه رمضان،وبلاگ سرخنکلایی ها

یادم میاد وَچه تر که بودم،جایی دعوت مِشِدیم یا دعوت مِکَردیم کسی رِ فِقَد بَشه افطار نبود که، سِحری هم مِماندان

ما وَچه ویلا دورِ هم جم مِشِدیم و کیف مِکردیم میمانیا رِ.

تا نزدیکا سِحر یا گرگ بازی مِکردیم یا فوتبال یا تک بازی،

میَنِ خانه هم تا اُنجِه که مِتانِسّیم بیدار مِماندیم همرا بِزِرگترا....

بعدش که مخوابیدمُ خُمبِ خواب بودم از گوشه چشمام میدیدم که مارم خدا بیامِرز بیدارِ و داره غِذا دِرِس مِنه.

رادیون هم روشنِ و داره نوا و آهنگ و مناجات مخوانه:

ما رو سیاهیم غرق گناهیم ...

از اینجه گوش بِدین:


دریافت مناجات

مناجات قِشنگی بود.....

بابا بِزرگم(بابا کَل موسی) را مِفتاد درِ خانه ها مَردِم در و زنگشانِ مِزد تا یکی خواب نِمانه

خا اُن وَختا تلویزیونا رنگی نبودان تا کوک بِشان و موبایل نبود تا زنگ بِزَنه یا اَصَن تلفون نِداشتان مردِم تا همِ خِوَر کنان

اُن موقع ها مثِ الانا نبود که مردِم سِفرِشانِ رنگی کنان و بعد میمان دعوت کنان

همه صاف یَگ دس بودان

نون گُرجه اَگَ بود مُخُردان،نه اینکه نِداشتان،

اَگَ گرانی نبود خوا جنس هم نبود بَشه همه،

تجملات هم نبود

کسی خِجالت نِمِکَشید سِفرِش رنگی نباشه

اصن بَشه همینه که الان هیش کَ هیش کَ رِ دعوت نِمِنه

عُمرا کوتا شِده،صله رحم نِمِشه خا...

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ تیر ۹۳ ، ۰۲:۵۱
علی اکبر تاجیک

سایت سرخنکلایی ها

نِمِدانَم متولی این کار میَنِ سُخُنکِلا کیه ولی این دِگَ یَگ شاهکارِ!

خانه خدا کِدام وَرِه؟

تصویرِ اصلی مین دمبالیچه نیویشته

آدرسِ دِرِستِ خدا رِ به اموات

میَنِ دِمبالیچه نیویشته بدین!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۷
علی اکبر تاجیک

کیا یادشانه شیر خُراس داشتیم قدیما؟

کاه  (خاک)مِرِخت رو سرش ؟.....

شیر خراس

شاید از رو این نیویشته ها گرفته شِده باشه که معمولا رد شِدان:

مردی از قبیله بنی اسد گفته، بعداز اُنکه حسین بن علی علیهما السلام و اصحابش شهید شِدان و سپاه کوفه از کربلا ....

باقیشه میَن دِمبالیچه نیویشته بخوانین

۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۳۹
علی اکبر تاجیک

نِمِشه گفت!
 
کودکستان پایین که بودم،یَه روز مربیما نیامِده بود،گِمانم اُمبِل یَکَم خمیر بازی رِخت رو میز گفت: دِرِس کنین!
ما که هیچی بِلَد نبودیم یِنی یاد نِداده بودان! یَچن نِفَرِما ،مِهَر دِرِس کردیم.
خمیر اِنداختم رو میز و هَی تُپّلیج دادم و هَی گِندِل دادم.
مِهَر یَکم .......
باقیشه میَنِ دِمبالیچه نیویشته بخوانین
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۵۶
علی اکبر تاجیک

عروسی های قدیم در سرخنکلا

سلام شب بخیر

آی این ماجرا داره کُچِّه مَلَّق ....

یادما میاد اُن قدیما،عاروسی که مِشِد یَــجِـگا،کلّ روستا خِبَردار مِشِدان.

مزّه مِداد بُخُدا!  نِمِثه الانا نبود که....

اَ چن شب قبلتراش مردِم آماده عاروسی مِشِدان. شب حنابندان سیوا...

باقیشه میَنِ دِمبالیچِه نیویشته بخوانین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۲
علی اکبر تاجیک

روز خوش

البته اینی که دارم مینیویسم مَسلِه ایه که همه جِگا اتقاق مِفته و فِقَد سُخُنکِلایی ها نیستان که استفاده منان.


یَگ نِفَر آمِد پهلو امام صادق(ع) و گفت: من یکی رِدوس دارم چه کاربُکُنم؟

امام فرمودند: به او .....

باقیشه میَنِ دِمبالیچِه نیویشته بخوانین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۰۷
علی اکبر تاجیک

چایی خُماشِکِن

مِچَسبه امروزا!

مطلبشه فردا پسِوا مینویسم!......

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ خرداد ۹۳ ، ۲۱:۵۱
علی اکبر تاجیک

جاجِگا شهرسُخُنکلاته که الان بهش مِگان سرخنکلا(ته شِ بنداز) نزدیکای سی‌صد سال پیش چن تا خانوار زندگی مِکَردان، ولی بعداز زیاتی طاعون شدید میَن استرآباد اینجه به نام قبرستان‌مَلّه معروف شِد. الَانَم سُخُنکِلا رِِ به عنوان اولین پایتخت ساحلی ایران مِشناسان.

طِرَفا دوره قاجار امیر علی‌بیک با یَه خیلی از فامیلاشانُ  وَچّه های......

باقیشِ میَن ادامه مطلب بخوانین

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۵۷
علی اکبر تاجیک