سرخنکلایی ها - با لهجه و زبان شیرین سرخنکلایی

مطالب و عکس های جالب از سرخنکلا با زبان و لهجه سرخنکلایی (گرگانی)

سرخنکلایی ها - با لهجه و زبان شیرین سرخنکلایی

مطالب و عکس های جالب از سرخنکلا با زبان و لهجه سرخنکلایی (گرگانی)

۱۵ مطلب با موضوع «انتقاد» ثبت شده است

اسب در قبرستان

برای تنویر افکار عمومی برادران و خواهران همولایتی سرخنکلایی ام و همچنین گرامیانی که یا اتفاقی و یا روزمره به این وبلاگ سر می زنند ، مطلبی که در ذیل می نویسم به زبان فارسی دری است.

به مسیحی برخورد!شاید که به مسلمانی نیز بربخورد ...!!!! 

رونوشت به :

برادر گرامی ام بخشدار بهاران !

برادر عزیزم شهردار سرخنکلا !

برادر با محبتم ! مسئول بهداشت سرخنکلا!

برادر ولایی ام ! متولی مزار رضا علیه السلام

برادران همولایتی ام  !  همشهریان خوبم

از نظر شرع و مسائل شرعى خداوند متعال همان گونه که براى مسلمین و مومنین در مقایسه با دیگران ارزش و احترام قائل است ، قبرستان و قبور مسلمانان و مومنین نیز داراى احترام و ارزش است . فقهاء و علماء بزرگ شیعه بر این عقیده اند که بى احترامى نسبت به قبور مومنین ، اهانت به قبرستان مومنین ، ریختن خاشاک و زباله و چیزهائى که موجب هتک حرمت قبور مومنین در قبرستان است ممنوع و حرام است . این بى احترامى چه نسبت به همه و کل قبرستان و یا نسبت به یک قبر، تفاوتى ندارد و گناه است.

از زمانی که به سرخنکلا کوچ کردیم، صبح قبل از اینکه به محل کارم بروم،سعی کردم سری هم به قبر مادرم بزنم و قرائت فاتحه ای داشته باشم و با اجازه و دعای ایشان روزم را شروع کنم .

در این راه یکی از دوستان را هم تشویق به این امر کردم تا شاید یک سُنَت شود که به پدر و مادر خودمان سر بزنیم حالا چه در قید حیات باشند و یا نه.

اما بعد از حدود 10 روز متوجه شدم و یا به نظرم آمد که زمینهای قبرستان سرخنکلاته تغییر کاربری داده اند و تبدیل به اصطبل و طویله ی عمومی جهت دامداران علی الخصوص گوسفندداران،اسبداران و خَر داران! شده است.

البته دوستانی که این متن را مطالعه کنند شاید از ادبیات سخیف و تند  آن دلزده شوند و آن را بی اهمیت جلوه دهند که از زبان فردی بی ملاحظه در آمده باشد، اما شاید هر فردی غیر از بنده نیز با این مساله برخورد می کرد همین واکنش را نشان می داد.

اما بنده چه دیده ام و چه کسانی چه ندیده اند! :

مدتهاست هر پنج شنبه که اهالی دوست داشتنی سرخنکلا جهت قرائت فاتحه به مزار رضا علیه السلام مراجعه می کنند حتما با صحنه هایی روبرو شده اند که در ادامه ی تصاویری معمولی از آن را خواهم آورد .

دیده ام که الاغی و اسبی  را به درختی بسته اند که اغلب اوقات و روز ها افسار آن را باز هم کرده اند.به دلیل اینکه  این قبرستان مسلمانان احترام دارد سعی بر دور کردن این حیوانات از قبور مسلمین کردم و به افرادی که در محل بوده اند و یا می شناسم ماجرا را گفتم و تذکر در حد خودم دادم. 

اما در روزهای بعد در کمال تعجب متوجه شدم اسب و الاغ را به درختانی بسته اند که حیوان براحتی می تواند بروی قبور مسلمین سُم بگذارد و در نزدیکی قبر مطهر سکینه بیگم بسته اند(عکس ها موجود است). باز تذکر و اعتراض ....

هیچ عملی موثر نیفتاد و با واکنش هایی مثل:  

- با متولیش صحبت کن!

-به امام جمعه بگو

-آقا من با اسب مَسب! کار ندارم و حوصله ندارم!!!

- - چه کار بد و زشتی !!

- باریکلا !پیگیری کن!!

رو برو شدم.

در قبرستان مسلمین (نه مسیحیان!) این عمل زشت ادامه دار بود و هیچ کس هم اعتراضی به آن نکرد . خب قبر عزیزشان جایی نبود که اسب و خر و گوسفند به آن دسترسی داشته باشد! به آنها چه!!؟

در روزهای بعد سعی کردم تصاویری از این اتفاقات تهیه کرده و به برنامه های طنز و  نقد تلویزیون ارائه دهم تا شاید به کسی بربخورد.

از آن روز، هم اسب حضور داشت و هم خر و هم گوسفندان و هم چوپانان گوسفندان و هم راهروی قبرستان سرخنکلا که شده بود محل دفع فضولات آن حیوانات .... (عکس ها موجود است)

--------------------

به افراد مختلفی گفته شد تا شاید تکرار نشود و شاید من چون سرخنکلایی ها را اغلب نمیشناسم ،در مراجعه به افراد ذیصلاح اشتباه کردم.

اما همان هایی هم که می گفتم،انگار به گوش مالداران مذکور رسیده و اسب محترم خود را بر سر مزار مادر و پدربزرگ و مادربزرگ عزیزم بستند.

و این عمل چند بار تکرار گردید و موجب رنجش و ناراحتی گردید. کسانی که بی تفاوت از این ماجرا عبور کرده اند و عبور می کنند ،خود را جای بنده بگذارند . . . که این اتفاق برای آنان  می افتاد و اسب و خر را بر سر قبر عزیزشان می بستند.

در هر حال فیلمها و عکس ها و رد فضولات گوسفندان در محل عبور زائران قبور هنوز وجود دارد و دوستانی که با بی تفاوتی از کنار فضولات گوسفندان و اسب عبور کرده اند هم زنده اند!!

بنده هم سعی بر شناسایی متولیان امور شهری و مزار خواهم کرد و با ایشان درمیان خواهم گذاشت و اگر تاثیری ندیدم فیلمها را و عکسها را در شبکه های اجتماعی به اشتراک خواهم گذاشت و برای تلویزیون خواهم فرستاد.

باشد که مرده و زنده ی مسلمان محترم باشد.

یاعلی

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۴ ، ۱۲:۱۹
علی اکبر تاجیک

یادش بخیر ...

ننه ! بَشه من اَم کُلچه بِپِز

بابا کِجِنایِ؟ 

رفته پمبه چوله جَم کنه بیاره بَشه تَندور تا منم بِرِزم میَندو آتیش، هُر بیگیره یَگ دانه کُلچه با جزغاله بارا تِ بِپِزم

یاد بابا کل موسی هم بخیر ...  خیلی نوه هاشِ دوس داش.

از اون خانواده بِزرگ که پنشنبه جُمه ها جم مِشِدان خانشان و ننه هم چراغ آلادینه رِ روشن مِکَرد تا نوه نتیجه ها رِ سرما زمهریر زمستان سرماخوردیگیری نده، تقریبا هیچ چی نِمانده.

بابا کل موسی مِرد و از اون موقِ دِگه نا پسر دخترا و نا نوه نتیجه ها ناتانستان دور هم جمواری بِشان.

فِقَد یَگ ننه ماند و تنهاییش

اِنقَد تنا ماند تا سِکته رِ زد و دَس پاش عیب کرد و سِوار 4 چرخه شِد.

باید مرد بود تا مادر بماند و زنده بماند

باید مرد بود تا نگاه مادر به در نماند

باید مرد بود اگرچه زن باشی، تا مادر اشکی بر گونه اش نماند تا محتاج دستانی باشد که آن را پاک کند

باید مردانه مرد بود . . . 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۳ ، ۱۹:۳۸
علی اکبر تاجیک

تابلو خیابان اِفتاده و میله شَم زنگ زده

لطفا رسیدگی بِشه...

نبش خیابان آزادگان جنوبی

سرخنکلایی ها

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۵۲
علی اکبر تاجیک

روزه داری روزه خواری،سرخنکلایی ها

دنیا پشت و رو دمبُرو شِده!

مِگم بشتان چِره:

خدا روزه رِ واجب کرده بَشه مسلمانا و البته همه دینای خدا یَ جوری روزه میگیران.

مسیحیا یَجور جوهودا یَ جور دِگه و ...

خا ما اَم البته سالماما واجب کردان بیگیریم

اون قدیما یادم میاد بیشتری دختر وچه ها ذوق داشتان روزه بیگیران،اَگَ شِده کله گنجشکی

خا من کوچَک تر که بودم تا اونجه ای که متانستم حساب کتاب مِکردم 15 سالم تمام شِده یا نا! یَجور بانه میاوردیم تا نگیریم،وچه بودیم دگه.

حال حوصله مخاس تا روزه بیگیری!

میَنِ دِمبالیچه نیویشته بخوانین بقیه شِ

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۳ ، ۱۴:۵۵
علی اکبر تاجیک

یَ زِمان بود میَنِ شهرِ تِران مجسمه ها رِ مِدِزدیدان.

مَلوم هم نبود و نیست کارِ کیه؟

گِمانم شورا شهرِ ما هم پیش دستی کَردان و سرصاب بودان تا یکی تابلوها شهرِ رِ ندِزده!

خا! کار از مَکَم کاری عیب نِمِنه!

وبلاگ سرخنکلایی ها -کار از محکم کاری عیب نمی کنه

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۳ ، ۲۱:۲۳
علی اکبر تاجیک

خَیلی از خیابانا رِ دیدیم که داران تیر برقای بِلَند و جدید مذاران

دست شورای شهر و شهر داری و اداره برق و اداره راه و عوامل زحمت کَش اونا درد نکنه 

این مورد هم بررسی بشه ممنونیم:

خَیلی وخته که من و همسایاما این دِتّا تیربرقِ رِ میَندو اِسفالت دیدیم سبز شِدان!

نمدانیم مسئول ویجین این تیرای چراغ برق کیه؟

وبلاگ سرخنکلایی ها - تیرهای  برقوبلاگ سرخنکلایی ها - تیرهای  برق

نِمِدانیم متولی و  صاب خانه کیه؟

شهرداری ؟

اداره برق؟

اداره راه؟

اداره ...... .

دِرِست وسط جاده

هم نِما خیابانارِ بد کرده هم خِطرناکه و هم خنده دار!

از ما گفتن بود

این هم شِده فِقَد میَنِ سُخُنکِلا

بَشه ما دَس میگیران هَ!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۳ ، ۰۲:۱۱
علی اکبر تاجیک

تصویر زیر رِ شننُفتَم اصطبل خان بود شایدیَم خانه بوده

البته موثقشِ شِنُفتم خانه بوده

سالای سالِ که بوده و ما دیدیمش

اگرخانه خِرابه یِ چِره خِرابش نِمنان؟

اگر اثر تاریخیه چره اینچونی خِرابش کَردان؟

چره محافظت از آثار تاریخی میَنِ سرخنکلا انجام نمشه؟

یادم میاد دِتّا درخت سُر یا چنار بودان طِرف خانه خان، به چی بِلندی،الان دِگ ندیدمشان مدتهایه.سالها عمر داشتان  بارها آمِده بودان اُنا رِ بخران  نداده بودان بارا فروش

اصطبل خان سرخنکلایی ها

بِزرگترش مین دمبالیچه نیویشته

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۳ ، ۰۲:۲۵
علی اکبر تاجیک

 

کانون فرهنگی پرورشی شهید رضا خوارزم

 

اصل ماجرا رِ میَنِ دمبالیچه نیویشته بوینین

 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۳ ، ۱۳:۵۳
علی اکبر تاجیک

سایت سرخنکلایی ها

نِمِدانَم متولی این کار میَنِ سُخُنکِلا کیه ولی این دِگَ یَگ شاهکارِ!

خانه خدا کِدام وَرِه؟

تصویرِ اصلی مین دمبالیچه نیویشته

آدرسِ دِرِستِ خدا رِ به اموات

میَنِ دِمبالیچه نیویشته بدین!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱ ۲۳ خرداد ۹۳ ، ۱۶:۴۷
علی اکبر تاجیک

مینویسم ایشالله تاپسِوا

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۲
علی اکبر تاجیک

از بوق سگ تا عرق سگی

خا!

یَ چن روزی خانه پییَرمشان بودم،نِمِرسیدم دِرِس درمان چیز بینویسم.

اما بحث امرو.....

چیزی که همه مِدانان اینه که اصن سگا عرق نِمِنان!

اینی که زِوانشانِ مندازان بورون بَشه اینه که غده عرق نِداران و با هل هل زدن از را بخار شدن از رو زِوانشان خودشانِ خنک مِنان

خا این چه مربوطی داره به بحث؟! طوله ندین مِگَم الان!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۳ ، ۲۲:۳۶
علی اکبر تاجیک

نِمِشه گفت!
 
کودکستان پایین که بودم،یَه روز مربیما نیامِده بود،گِمانم اُمبِل یَکَم خمیر بازی رِخت رو میز گفت: دِرِس کنین!
ما که هیچی بِلَد نبودیم یِنی یاد نِداده بودان! یَچن نِفَرِما ،مِهَر دِرِس کردیم.
خمیر اِنداختم رو میز و هَی تُپّلیج دادم و هَی گِندِل دادم.
مِهَر یَکم .......
باقیشه میَنِ دِمبالیچه نیویشته بخوانین
۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ خرداد ۹۳ ، ۱۰:۵۶
علی اکبر تاجیک

بزودی میَن همین وبلاگ ....

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۹:۲۰
علی اکبر تاجیک
فواره سرخنکلا
 
گِمانم گِل پَتَک زیاد آمِده بود!!
 
این نیویشته و عکس،منظورِ تفریح داره نا طَنه لُغُز.
لطفا ناراحت نشین دوستان
ما همه ی همشهریاما رِ مخلصیم
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ خرداد ۹۳ ، ۱۷:۰۰
علی اکبر تاجیک

روز خوش

البته اینی که دارم مینیویسم مَسلِه ایه که همه جِگا اتقاق مِفته و فِقَد سُخُنکِلایی ها نیستان که استفاده منان.


یَگ نِفَر آمِد پهلو امام صادق(ع) و گفت: من یکی رِدوس دارم چه کاربُکُنم؟

امام فرمودند: به او .....

باقیشه میَنِ دِمبالیچِه نیویشته بخوانین

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۹۳ ، ۱۴:۰۷
علی اکبر تاجیک